تبليغاتX
تک سردار
























تک سردار

عشق فقط یک کلام:حسین علیه السلام

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند نور حضرت فاطمه سلام الله علیها را پیش از آفرینش زمین و آسمان‌ها آفرید. عرض شد: یا رسول‌الله! مگر حضرت فاطمه علیهاالسلام از جنس آدمیان نیست؟ فرمود: او حور است در قالب آدمیان. خداوند نور وی را در صُلب آدم به ودیعه گذاشت و از صلب من بیرون آورد، هر گاه شوق بهشت می‌کنم، فاطمه را می‌بوسم. (1)


ابن‌عباس در خبر مفصلی از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل کرده که در ساق عرش نوری دیدم که فروزنده بود مانند حوریان بهشتی. پرسیدم کیست؟ گفتند: این دختر،«انسیه حوراء» است و او از میوه‌های بهشتی تکوّن یافته است. حوریه‌ای است به صورت انسیه و انسیه‌ای است به معنی حوریه و چون درِ بهشت را گشودند، بوی حضرت فاطمه علیهاالسلام را استشمام کردم.

مراد از حوریه این است که مانند انسان و انسیه، به کدورات عالم طبع، آلوده نشده و چون ملکه نوری است که به همه صور می‌توان متشکل گردد.
اصل حورالعین، از طبیعت ملک و نورانیت است و حضرت فاطمه، انسیه‌ای است که به نورانیت و روحانیت فرشتگان است. چون بشریت، مستلزم کثرت کثافات عنصری مادی است؛ حضرت فاطمه انسیه حوراء از کدورت طبیعت بشری دور و منزه است و او موجودیت بین فرشتگان و بشر است.
بدین جهت حضرت زهرا سلام الله علیها را «انسیه حوراء» گفتند که روح افزا و روح بخش و روح انگیز بود و در طینت سنخیتی او، کدورات و پلیدی وجود نداشته است.

«انسیه حوراء»؛ یک فرشته‌ای به صورت ترکیب عنصری بشری است که در لطافت و ملاحت، حوراء و در صورت، بشری بود که آلوده به پلیدی‌های مادی نشده است.(2)

پی‌نوشت‌ها:

1- تفسیر الفرات، ص10.

2- کتاب فاطمة الزهرا"س" صاحب ولایت کبری، ص75.

 

نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 13:59 توسط رحیم| |

روزی حسن و حسین‌علیهما السلام در حال نوشتن بودند، حسن به حسین گفت «خط من بهتر از خط تو است»
حسین(ع) گفت «نه، خط من بهتر از خط تو است»
پس آن دو از فاطمه علیها السلام خواستند که در این مورد قضاوت کند، اما حضرت فاطمه‌‌‌(س) که نمی‌خواست هیچکدام از آنها ناراحت شوند، فرمود «از پدرتان سؤال کنید»
حسن و حسین از پدرشان علی(ع) در این باره سؤال کردند،‌ اما آن حضرت هم نمی‌خواست که آن عزیزان ناراحت شوند به همین علّت فرمود «از جدتان رسول خدا(ص) سؤال کنید»
رسول خدا(ص) فرمود «من بین شما حکم نمی‌کنم تا از جبرئیل بپرسم» جبرئیل نیز گفت «من بین آن دو حکم نمی‌کنم ولی اسرافیل حکم می‌کند» اسرافیل نیز گفت «من حکم نمی‌کنم ولی از خدا می‌خواهم بین آن دو حکم کند»
خداوند تعالی فرمود «من بین آن دو حکم نمی‌کنم ولی مادرشان ـ فاطمه ـ بین آنها حکم می‌کند»
حضرت فاطمه(س) فرمود «پروردگارا بین آن دو حکم می‌‌کنم»
زهرا(س) گردن‌بندی داشتند، فرمودند «من مهره‌های این گردنبند را جلو شما می‌اندازم هر کدام بیشتر جمع کردید، خط او بهتر است» پس آن حضرت مهره‌های گردن‌بند خود را انداخت، در این هنگام جبرئیل در کنار عرش الهی ایستاده بود،‌ خداوند به او امر کرد به زمین فرود آید و مهره‌ها را بین حسن و حسین نصف کند تا هیچکدام ناراحت نشوند جبرئیل هم بخاطر اکرام و تعظیم آن دو بزرگوار، چنین کرد
________________________________________
موسوعه کلمات الإمام الحسین ع ص ۴۷ ح ۳۳

نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 19:29 توسط رحیم| |

شخصی از بزرگان هند به قصد مجاورت کربلای معلّی به این شهر آمد و مدت شش ماه در آنجا ساکن شد و در این مدت داخل حرم مطهر نشده بود و هر وقت زیارت حضرت امام حسین علیه السلام را اراده می‌کرد، بر بام منزل خود رفته، به آن حضرت سلام می کرد و او را زیارت می‌نمود؛ تا این که سرگذشت او را به «سید مرتضی»که از بزرگان آن عصر و مرسوم به «نقیب الاشراف» بود رساندند.

سید مرتضی به منزل او رفت و در این خصوص او را سرزنش نمود و گفت: «از آداب زیارت در مذهب اهل‌بیت علیه السلام این است که داخل حرم شوی و عقبه و ضریح را ببوسی. این روشی را که تو داری، برای کسانی است که در شهرهای دور می‌باشند و دستشان به حرم مطهر نمی‌رسد.»

آن مرد چون این سخن را شنید گفت: «ای نقیب الاشرف» از مال دنیا هر چه بخواهی از من بگیر و مرا از رفتن معذور دار.

هنگامی که سید مرتضی سخن او را شنید بسیار ناراحت شد و گفت: «من که برای مال دنیا این سخن را نگفتم؛ بلکه این روش را بدعت و زشت می‌دانم و نهی از منکر واجب است.»

وقتی آن مرد این سخن را شنید، آه سردی از جگر پر دردش کشید. سپس از جا برخاست و غسل زیارت کرد و بهترین لباسش را پوشید و پا برهنه و با وقار از خانه خارج شد و با خشوع و خضوع تمام، نالان و گریان متوجه حرم حسینی گردید تا این که به در صحن مطهر رسید .

نخست سجده شکر کرد و عتبه صحن شریف را بوسید. سپس برخاست و لرزان، مانند جوجه گنجشکی که آن را در هوای سرد در آب انداخته باشند، بر خود می‌لرزید و با رنگ و روی زرد، همانند کسی که یک سوم روحش خارج گشته باشد، حرکت می‌کرد تا این که وارد کفش کن شد. دوباره سجده شکر به جا آورد و زمین را بوسید و برخاست و مانند کسی که در حال احتضار باشد داخل ایوان مقدس گردید و با سختی تمام خود را به در رواق رسانید.

چون چشمش به قبر مطهر افتاد، نفسی اندوهناک بر آورد و مانند زن بچه مرده، ناله جانسوزی کشید. سپس به آوازی دلگداز گفت: «اَهَذا مَصرَعُِِِ سیدُالشهداء؟ اَهَذا مَقتَلُ سیدُالشهداء؟ ؛ آیا اینجا جای افتادن امام حسین علیه السلام است؟ آیا اینجا جای کشته شدن حضرت سیدالشهداء است؟»

پس فریاد کشید و نقش زمین شد و جان به جان آفرین تسلیم نمود و به شهیدان راه حق پیوست.»

منبع:

داستان‌های علوی، ج4، ص210/ دارالسلام عراقی، ص301.

نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 19:13 توسط رحیم| |

لعن بر آن که پیش چشم همه

سیلی زده به صورت فاطمه(س)

ز دشمنان نمیکنم واهمه

به اتکاء مهر مولا علی(ع)

لعن علی عدوک یاعلی و فاطمه

لعنت بر اولی و دومی و سومی و عایشه

نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 18:19 توسط رحیم| |

پرسش:
حضرت زهرا(س) در چه سالی و چرا و چگونه به شهادت رسیدند ؟
پاسخ:

تردیدی نیست که حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در سال یازدهم هجری وفات نمودند. اما در تعیین روز و ماه اختلاف زیادی وجود دارد که بعضی تا 39 قول شمردند   (۱)ولی آنچه میان این اقوال مشهورتر است یکی 13 جمادی الاولی است، و دیگری سوم جمادی الثانی. چون روایاتی که می گویند حضرت فاطمه 75 روز پس از رحلت پیامبر به شهادت رسیدند و نیز روایاتی که می گویند آن حضرت 95 روز پس از پیامبر زنده بودند بیشتر و مشهورتر است.

اما علت شهادت آن حضرت:

امام صادق علیه السلام فرمود: در اثر ضرباتی که قنفذ بر پیکر نازنین زهرا علیها سلام وارد ساخت سقط جنین کرد و بدان علت پیوسته رنجور و ضعیف می گشت تا اینکه بستری شد. و امیر المؤمنین و اسماء بنت عمیس از آن حضرت پرستاری می نمودند.(۲)

البته علت رنجوری و ناتوانی روز افزون زهرا علیها السلام تنها بیماری نبوده، بلکه علاوه بر آن ناراحتی های روحی و غم و غصه های قلبی آن حضرت بود که در اثر بروز مشکلات برای جهان اسلام پیش آمده بود. و رفته رفته اسلام حقیقی از مسیر اصلی خود منحرف می گشت، و شالوده های اختلافات و درگیری ها میان امت اسلامی پی ریزی می شد و وحدت و اتحاد میان مسلمانان رخت بر می بست. امثال این افکار ناراحت کننده بوده که زهرای عزیز را رنج می داد و روز به روز رنجورتر و ضعیف تر می شد  (۳)تا منتهی به شهادت ایشان گشت.

بانوی نمونه اسلام، ابراهیم امینی، ص 197.(۱)

 دلائل الامامه، ص 40- بحار الانوار، ج 43، ص 170 و ص211(۲)

 بانوی نمونه اسلام، ص 188(۳)

التماس دعا


برچسب‌ها: شهادت حضرت زهرا, س, ام الحسین, فاطمیه
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 12:12 توسط رحیم| |

سلام

ببخشید کمی دیر شد

سال نو را تبریک عرض میکنم به تمام کسانی که لطف دارند و پیگیر آپ کردن وبلاگ هستند

ان شا الله شاهد ظهور آقا و مولایمان در سال۱۳۹۱خورشیدی باشیم و در رکابشان نوکری کنیم.

سال پر خیر و برکتی داشته باشید

یاعلی مدد

نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 12:28 توسط رحیم| |

فرا رسیدن نهم ربیع الاول و آغاز امامت مولای دلها حضرت امام زمان (عج) بر تمامی عاشقان و منتظران آن یار سفر کرده مبارک باد.

ان شاءالله تا سال آینده همین موقع چشمانمان به جمال نورانی اش منور گردد.

همچنین به درک واصل شدن عمر لعین را هم تبریک عرض میکنم امیدوارم روز به روز بر شدت عذابش افزوده شود که می شود

بر عمر لعنت


برچسب‌ها: امام زمان, عج, تاج گذاری, آغاز امامت, ولی نعمت
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 8:17 توسط رحیم| |

همسايه بد

احادیثی از امام حسن عسکری(ع):

«مِنَ الْفَواقِرِ الَّتى تَقْصِمُ الظَّهْرَ جارٌ إِنْ رَأى حَسَنَةً أَطْفَأَها وَ إِنْ رَأى سَيِّئَةً أَفْشاها.»:
از بلاهاى كمرشكن، همسايه اى است كه اگر كردار خوبى را بيند نهانش سازد و اگر كردار بدى را بيند آشكارش نمايد.

انديشه در كار خدا
«لَيْسَتِ الْعِبادَةُ كَثْرَةَ الصِّيامِ وَ الصَّلوةِ وَ إِنَّما الْعِبادَةُ كَثْرَةُ التَّفَكُّرِ فى أَمْرِ اللّهِ.»:
عبادت كردن به زيادى روزه و نماز نيست، بلكه [حقيقتِ] عبادت، زياد در كار خدا انديشيدن است.

پليدى خشم
«أَلْغَضَبُ مِفْتاحُ كُلِّ شَرٍّ.»:
خشم و غضب، كليد هر گونه شرّ و بدى است.

ناآرامى كينه توز
«أَقَلُّ النّاسِ راحَةً أَلْحُقُودُ.»:
كينه توز ، ناآرامترينِ مردمان است.

پارساترين مردم
«أَوْرَعُ النّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ، أَعْبَدُ النّاسِ مَنْ أَقامَ عَلَى الْفَرائِضِ أَزْهَدُ النّاسِ مَنْ تَرَكَ الْحَرامَ، أَشَدُّ النّاسِ اجْتَهادًا مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ.»:
پارساترين مردم كسى است كه در هنگام شبهه توقّف كند. عابدترين مردم كسى است كه واجبات را انجام دهد. زاهدترين مردم كسى است كه حرام را ترك نمايد. كوشننده ترين مردم كسى است كه گناهان را رها سازد.


برچسب‌ها: امام حسن عسکری, ع, نا آرام, پارسا, غضب, عصبانیت
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 8:7 توسط رحیم| |

سلام

ایام سوگواری پیامبر اکرم(ص)،امام حسن(ع)،امام رضا(ع) را به تمام شیعیان جهان تسلیت عرض میکنم.

همچنین به آقایم امام زمان (عج) که تاج سر عالم امکان هستند امیدوارم در این شب ها نظری به این بندگان روسیاه کنند.

زبان من در بیان مظلومیت امام حسن(ع) خاموش است زیرا که به وضوح مظلومیت این امام کریم درطول زندگیشان مشخص شده و من خودم را غلام حلقه به گوش این امام کریم میدانم که منتظر توسل ما رو سیاهان است تا واسطه ی میان ما و پروردگارمان شود.

قربان مظلومیتت که از همان کودکی در کوچه های مدینه شروع شد. آقا نظری به ما کن.

امیدوارم با درج مطالبی بتوانم بیشتر این عزیزان را از منظر الگو معرفی کنم .

التماس دعا

ختم رُسُل به سوی جنان می‌کند سفر
جان جهانیان ز جهان می‌کند سفر
ریزید خون ز دیده که در آخر صفر
کز پیکر وجود، روان می‌کند سفر


بیا از مدینه ای نور چشمان ترم
بین که از زهر جفا پاره شد این جگرم
چشم من مانده به در کجایی ای جواد من
ای عزیز دل من بیا برس به داد من

التماس دعا

نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1390ساعت 19:27 توسط رحیم| |

اربعین حسینی فرا رسید / السلام علیک یا اباعبدالله

هل من ناصر ینصرنی

این ندای حسین (ع) فرزند زهرای اطهر(س) است که در گوش زمین و زمان طنین انداز شد و تنها به جان عده قلیلی از آدمیان اثر کرد.

به راستی چگونه است که به درخواست پاک ترین و والاترین انسان زمان، پاسخی در خور داده نمی شود ؟

آیا سالار شهیدان تنها انسانهای هم عصر خود را مخاطب قرار داده ؟

پر واضح است که در پس این جمله دنیایی از معنا و تفکر نهفته است.

این سخن امام معصوم است، برترین بنده خداوند در عالمیان با روحی بزرگ و فرا زمینی و فارغ از مادیات.

آیا از این جمله امام حسین (ع) تنها درخواست کمک استنباط می شود ؟

با تفکر در این جمله در می یابیم امام حسین (ع) هدفی عالی را دنبال می کند، و آن کمک به مخاطبینش است، تا راه نجات و رستگاری را به آنان بنمایاند.

مسلمأ با دقت در مفهوم و هدف این سخن امام حسین (ع)، تلنگری به روحمان خواهیم زد که اکنون در چه مرتبه ای قرار دارد ؟

آیا وجود ما لیاقت پاسخ دادن به ندای مولایمان را دارد ؟

آیا به آن مرتبه از عزت و ایمان رسیده ایم که توانایی درک این معنا را داشته باشیم ؟

چگونه می توانیم بعد از گذشت 14 قرن، ندای امام حسین (ع) را به نحوی شایسته پاسخ دهیم ؟

آیا نباید هر لحظه منتظر شنیدن ندای "انا المهدی" حضرت صاحب الزمان (عج) باشیم ؟

و با شنیدن این ندا چه خواهیم کرد ؟

آیا یارای پاسخ گفتن را خواهیم داشت؟

چه کسانی یار صاحب الزمان (عج) خواهند شد ؟

قطعأ کسانی که با ترک محرمات و انجام واجبات زیر بنای محکمی برای روح خود ساخته اند و با تمرین و مداومت بر کار های خیر و استعانت از وجود ائمه معصوم ، لیاقت و ظرفیت خود را بالا برده اند تا اگر مخاطب ندای حضرت صاحب الزمان (عج) قرار گرفتند، فریب دنیای پست را نخورند و مولای خود را یاری کنند.

ان شاءالله ما جزء این گروه لایق باشیم.

لبیک یا حسین(ع)

 


برچسب‌ها: اربعین, امام عصر, زهرای اطهر
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 0:23 توسط رحیم| |

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
Design By : Night Melody
سیصد و سیزده سردار
313سردار با وفا کجایند؟